گرفتن وام برای بسیاری از افراد راهی طبیعی برای پیشبرد زندگی است: خرید خانه، بازسازی، شروع کسبوکار یا حتی مدیریت هزینههای فوری. اما همین ابزار مالی که میتواند باعث رشد شود، اگر با تصمیمگیری ناآگاهانه همراه باشد، تبدیل به باری سنگین میشود. اشتباهات مردم هنگام گرفتن وام معمولاً سادهاند، اما اثرشان بلندمدت و گاه جبرانناپذیر. در این گزارش وبلاگی، به مهمترین خطاهایی پرداخته میشود که وامگیرندگان مرتکب میشوند؛ خطاهایی که شناختشان میتواند مسیر مالی را ایمنتر و تصمیمگیری را هوشمندانهتر کند.
نخواندن دقیق قرارداد؛ جزئیاتی که بعداً هزینهساز میشود
یکی از بزرگترین اشتباههایی که در مشاورههای مالی بینالمللی به آن اشاره شده، امضای قرارداد بدون مطالعه کامل است. بسیاری از افراد تنها به مبلغ قسط ماهانه نگاه میکنند و از کنار مفاهیم مهمی مثل نرخ بهره، جریمه تأخیر، کارمزدهای پنهان، هزینههای اداری و شرایط بازپرداخت عبور میکنند.
در گزارشهای Consumer Financial Protection Bureau بارها تأکید شده است که بیشتر شکایتهای مربوط به وام به دلیل «ابهام در مفاد قرارداد» است، نه محاسبات اشتباه. گاهی بندی کوچک در قرارداد میتواند هزینه چند ساله ایجاد کند مثل افزایش خودکار نرخ بهره پس از یک دوره کوتاه، یا جریمه بازپرداخت زودتر از موعد.
خواندن قرارداد زمان میگیرد، اما هزینه نخواندن آن بسیار بیشتر است.
تمرکز بر مبلغ اقساط بهجای هزینه نهایی وام
بسیاری از افراد تنها به مبلغ قسط نگاه میکنند و تصور میکنند قسط کمتر یعنی وام بهتر؛ درحالیکه وامهای با قسط پایین معمولاً مدت بازپرداخت طولانیتر و بهره بالاتر دارند و نتیجه نهایی این است که وامگیرنده چند برابر پول اصلی را بازمیپردازد. تحلیلهای مالی در Investopedia و Bankrate نشان میدهد که بسیاری از افراد بهطور ناخودآگاه جذب وامهایی میشوند که آستانه ورود راحتی دارند اما در بلندمدت هزینهزا هستند. وامی که ۴ ساله قابل پرداخت باشد، شاید ۱۰ ساله بسیار گرانتر شود.
تصمیمگیری درست همیشه در گرو دیدن «هزینه کل» است، نه فقط «هزینه الان.»
گرفتن وام بدون بررسی توان بازپرداخت واقعی
یکی از خطاهای رایج این است که افراد خود را بر اساس «وضعیت مالی امروز» میسنجند، نه شرایط احتمالی آینده. تورم، تغییر درآمد، نوسان بازار کسبوکار یا هزینههای ناگهانی میتواند توان بازپرداخت را تغییر دهد. خانوادههایی که بیش از ۴۰ درصد درآمد خود را به اقساط اختصاص میدهند، در بسیاری از پژوهشهای مالی در دسته «پرتنش مالی» قرار میگیرند.
کارشناسان مالی پیشنهاد میکنند «آزمون فشار مالی» انجام شود:
اگر درآمد ۲۰ درصد کمتر شود، آیا بازپرداخت همچنان ممکن است؟
اگر هزینههای پزشکی یا خانوادگی ناگهانی پیش بیاید، آیا اقساط جابهجا میشود؟
پاسخ به چنین پرسشهایی قبل از گرفتن وام، آرامش چندساله ایجاد میکند.
غفلت از مقایسه بانکها و مؤسسات مالی
خیلیها اولین پیشنهاد وام را میپذیرند، بدون اینکه نرخ بهره، دوره بازپرداخت، طرح تشویقی، جریمه و هزینههای جانبی را در بانکهای مختلف مقایسه کنند. این در حالی است که در بسیاری از کشورها تفاوت نرخ بهره بین مؤسسات مالی میتواند بسیار زیاد باشد.
در گزارشهای NerdWallet و Forbes Advisor تأکید شده که وامگیرندگان باید حداقل سه پیشنهاد را با هم مقایسه کنند. رقابت میان بانکها باعث شده بسیاری از آنها بستههای جذابی ارائه دهند، اما این جذابیتها همیشه واقعی نیستند. مقایسه دقیق، بهترین سپر در برابر انتخابهای احساسی است.
گرفتن وام برای نیازهای غیرضروری یا مصرفی
وام ذاتاً ابزار رشد و سرمایهگذاری است، اما بسیاری از افراد آن را برای هزینههای مصرفی غیرضروری استفاده میکنند. وام برای خرید وسایل لوکس، سفرهای تفریحی یا خرجهای هیجانی معمولاً باعث پشیمانی میشود. مطالعات مالی نشان دادهاند که وامهای مصرفی بدون پشتوانه سرمایهای، یکی از دلایل اصلی بحران بدهی خانوار در کشورهای مختلف است. اگر وام به دارایی تبدیل نشود یا درآمدزا نباشد، تنها تأثیری که دارد افزایش فشار مالی است.
نادیده گرفتن بیمه و تضمینهای مرتبط با وام
برخی وامها امکان بیمه بازپرداخت در شرایط اضطراری دارند مثلاً ازکارافتادگی، بیکاری یا فوت. افراد زیادی به دلیل بیاطلاعی از این بیمهها مجبور شدهاند بار مالی سختی را تحمل کنند. در بسیاری از کشورها توصیه میشود هنگام گرفتن وام، حتماً شرایط بیمه را مطالعه کنید. این بیمهها همیشه لازم نیستند، اما در برخی شرایط میتوانند نجاتبخش باشند. بیتوجهی به آنها ممکن است خانواده را در موقعیتی بسیار دشوار قرار دهد.
عدم برنامهریزی برای تغییرات اقتصادی
کسانی که نرخ بهره متغیر انتخاب میکنند، باید بدانند نرخها ممکن است افزایش یابد. افزایش نرخ بهره در اقتصادهای ناپایدار باعث میشود اقساط گرانتر شود و فشار مالی بر خانوار بالا برود.
در بسیاری از پروندههای مالی بحرانزا، افراد با نرخ بهره متغیر غافلگیر شدهاند. برنامهریزی برای سناریوهای مختلف—از جمله افزایش هزینهها—بخشی از مسئولیت وامگیرنده است.
گرفتن وام بدون هدف شفاف
یکی از اشتباهات رایج، گرفتن وام بدون برنامه مشخص است. گاهی افراد مبلغی را صرفاً به این دلیل میگیرند که «فرصتش پیش آمده». این رفتار در مشاورههای مالی جهانی بسیار نقد شده، زیرا وامی که هدف نداشته باشد، معمولاً بینتیجه یا حتی مضر تمام میشود.
وام باید همراستا با یک هدف روشن باشد: سرمایهگذاری، خرید دارایی، توسعه کسبوکار، یا رفع مسئلهای ضروری. هدف نامشخص یعنی بازپرداختی سنگین بدون خروجی ملموس.
آگاهی، مقایسه و برنامهریزی سه رکن اصلی یک وام سالم
وام گرفتن اگر درست مدیریت شود، ابزار رشد است؛ اما اگر بدون آگاهی و برنامه انجام شود، میتواند تبدیل به فشار مالی بلندمدت شود.
نکتههای کلیدی عبارتاند از:
• قرارداد را کامل بخوانیم
• هزینه نهایی وام را بسنجیم
• توان واقعی بازپرداخت را تخمین بزنیم
• از مقایسه بانکها غافل نشویم
• وام را صرفاً برای اهداف منطقی بگیریم
در نهایت، وام خوب و وام بد وجود ندارد؛ آنچه تفاوت ایجاد میکند نحوه تصمیمگیری ما است.