دریافت وام با دارایی‌های دیجیتال؛ تجربه‌های جهانی چه به ما می‌گویند؟

زمان مطالعه: 3 دقیقه
کاور دریافت وام با دارایی‌های دیجیتال با تصویر سکه و پیکان‌های مبادله

فرض کنید مقداری دارایی دیجیتال دارید اما نمی‌خواهید آن را بفروشید. آیا می‌توانید همان دارایی را وثیقه بگذارید و در مقابلش پول قرض بگیرید؟

در بخشی از بازار مالی جهان پاسخ مثبت است. پلتفرم‌های مختلفی ایجاد شده‌اند که دارایی‌های دیجیتال را به‌عنوان وثیقه می‌پذیرند و در مقابل آن وام می‌دهند.

اما سازوکار این وام‌ها با وام بانکی معمولی تفاوت مهمی دارد و درست در همین تفاوت، بخش بزرگی از ریسک قرار گرفته است.

وام با وثیقه رمزارز چگونه کار می‌کند؟

فرض کنید ارزش دارایی دیجیتال فرد ۱۰ هزار دلار است.

پلتفرم ممکن است اجازه دهد تنها بخشی از ارزش آن، مثلاً ۵ هزار دلار، وام گرفته شود. نسبت مبلغ وام به ارزش وثیقه با اصطلاح LTV یا Loan-to-Value بیان می‌شود.

اگر LTV برابر ۵۰ درصد باشد، برای دریافت ۵ هزار دلار وام باید حدود ۱۰ هزار دلار وثیقه در اختیار سامانه قرار گیرد.

برخلاف بسیاری از وام‌های بانکی، در این مدل معمولاً وثیقه ارزشی بیشتر از خود وام دارد؛ موضوعی که در پژوهش‌های بانک تسویه‌های بین‌المللی درباره وام‌دهی DeFi نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

چرا باید بیشتر از مبلغ وام وثیقه بگذاریم؟

پاسخ اصلی، نوسان است.

قیمت دارایی دیجیتال می‌تواند در مدت کوتاهی کاهش پیدا کند. وام‌دهنده برای اینکه در صورت کاهش قیمت وثیقه همچنان امکان بازیابی مبلغ وام را داشته باشد، حاشیه امن ایجاد می‌کند.

اما این حاشیه امن دائمی نیست.

اگر ارزش وثیقه بیش از حد کاهش پیدا کند، ممکن است دارایی فرد به‌صورت خودکار فروخته یا به اصطلاح «لیکویید» شود.

مهم‌ترین ریسک، همان چیزی است که وثیقه را جذاب کرده است

فرد معمولاً به این دلیل دارایی خود را نمی‌فروشد که تصور می‌کند در آینده ارزش بیشتری خواهد داشت.

اما اگر بازار در جهت مخالف حرکت کند، نه‌تنها ارزش دارایی کاهش پیدا می‌کند، بلکه ممکن است پلتفرم بخشی یا تمام وثیقه را برای بازپرداخت وام بفروشد.

پژوهش BIS نشان می‌دهد افزایش اهرم در بازارهای DeFi می‌تواند تعداد موقعیت‌هایی را که در نزدیکی لیکویید شدن قرار می‌گیرند افزایش دهد.

پس این مدل را نباید مشابه «وام بدون فروش دارایی» با ریسک پایین تصور کرد.

وام‌دهی متمرکز و غیرمتمرکز چه تفاوتی دارند؟

در بازار جهانی دو مدل کلی وجود دارد.

در مدل متمرکز، یک شرکت یا پلتفرم دارایی را نگهداری و وام را مدیریت می‌کند. در اینجا علاوه بر ریسک قیمت، ریسک خود شرکت نیز مطرح است: آیا دارایی را درست نگهداری می‌کند؟ وضعیت مالی پلتفرم چگونه است؟ مقررات چه حمایتی از کاربر دارد؟

در مدل DeFi، بخشی از فرایند با قرارداد هوشمند انجام می‌شود.

این مدل وابستگی به واسطه سنتی را کمتر می‌کند اما ریسک‌های دیگری مانند خطای قرارداد هوشمند، مشکلات پروتکل، نقدشوندگی و پیچیدگی فنی را به همراه دارد.

چرا این مدل با وام بانکی فرق دارد؟

در وام بانکی، اعتبار فرد، درآمد، سابقه بازپرداخت، ضمانت و توان بازپرداخت می‌توانند نقش مهمی داشته باشند.

در بسیاری از وام‌های DeFi، سیستم اساساً شما را نمی‌شناسد. مهم‌ترین معیار این است که وثیقه کافی در اختیار قرارداد قرار گرفته باشد.

همین ویژگی باعث می‌شود چنین وام‌هایی برای برخی کاربران جذاب باشند، اما از طرف دیگر نیاز به وثیقه سنگین باعث می‌شود نتوان آنها را جایگزین کاملی برای اعتباردهی سنتی دانست.

تجربه جهانی چه درسی دارد؟

مهم‌ترین درس شاید این باشد که فناوری می‌تواند شکل وثیقه و فرایند وام‌دهی را تغییر دهد، اما اصل ریسک اعتباری از بین نمی‌رود؛ فقط شکل آن تغییر می‌کند.

در وام سنتی، پرسش اصلی ممکن است «آیا وام‌گیرنده می‌تواند بازپرداخت کند؟» باشد.

در وام با وثیقه دیجیتال، پرسش مهم دیگری اضافه می‌شود: «اگر ارزش وثیقه ناگهان ۳۰ یا ۴۰ درصد کاهش پیدا کند چه اتفاقی می‌افتد؟»

نوآوری جذاب است، اما معادل وام آسان نیست

استفاده از دارایی دیجیتال به‌عنوان وثیقه می‌تواند بخشی از آینده تأمین مالی باشد، به‌خصوص اگر دارایی‌های توکنیزه‌شده و زیرساخت‌های قانونی رشد کنند.

اما تجربه فعلی نشان می‌دهد عبارت «وام با رمزارز» نباید با «پول آسان» اشتباه گرفته شود.

وام همیشه یک تعهد مالی است و وقتی وثیقه آن دارایی بسیار پرنوسان باشد، ریسک قیمت نیز به این تعهد اضافه می‌شود.

به همین دلیل در این بازار، درک نسبت وام به وثیقه، شرایط لیکویید شدن، هزینه وام، نحوه نگهداری دارایی و وضعیت حقوقی پلتفرم دست‌کم به اندازه نرخ سود اهمیت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *